X
تبلیغات
عاشق باران

عاشق باران

مثل همیشه آخر حرفم را و حرف آخرم را با بغض می خورم

آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست
دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست
سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست
ای داد، کس به داغ دل باغ دل نداد
ای وای ، های های عزا در گلو شکست
آن روزهای خوب که دیدیم ، خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست
" بادا " مباد گشت و " مبادا " به باد رفت
" آیا " ز یاد رفت و " چرا " در گلو شکست
فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست
تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا .... در گلو شکست

"قیصر امین پور"

+ نوشته شده در  جمعه 1388/10/18ساعت 2:23 AM  توسط آرین  | 

 

صبر کردن دردناک است و فراموش کردن دردناک تر ولي از اين دو دردناک تر اين است که نداني بايد صبر کني يا فراموش

زندگی حکمت اوست… زندگی دفتری از خاطره هاست… چند برگی را تو ورق خواهی زد… ما بقی را قسمت

دیروز شیطان را دیدم، در حوالی میدان بساطش را پهن كرده بود؛ فریب می‌فروخت، مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هیاهو می‌كردند و هول می‌زدند و بیشتر می‌خواستند، توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص، ‌دروغ و خیانت،‌ جاه‌طلبی و ... هر كس چیزی می‌خرید و در ازایش چیزی می‌داد. بعضی‌ها تكه‌ای از قلبشان را می‌دادند و بعضی‌ پاره‌ای از روحشان را، بعضی‌ها ایمانشان را میدادند و بعضی آزادگیشان را ... و شیطان میخندید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/10/09ساعت 2:50 PM  توسط آرین  | 

فعل بی فاعل

 

باری من و تو بی گناهیم

او نیز تقصیری ندارد

 

پس بی گمان این کار

کار چهارم شخص مجهول است!

قیصر امین پور

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/10/08ساعت 2:25 PM  توسط آرین  | 

سلام.فقط دوباره اوومدم حالتوونو بپرسم و برم.شاد باشین.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/10/07ساعت 7:27 PM  توسط آرین  | 

سلام.کاش حالتون خوووووووووووووووب باشه.ممنونم که به این وبلاگ سر زدین.ایام تاسوعا و عاشورا نرسیدم که بیام آپ کنم.شماها چه خبر؟عزاداری هاتووون قبول باشه.التماس دعا.من از نرگس فلن خبری ندارم ولی دلم تنگش شده.وبلاگاتوون عالیه.امیدوارم این وبلاگ هم مثه قبل پیش بره.من این ۴ روز کاشان بوودم.جاتوون خالی چه صفایی داشت.هر روز از ۱۱ صبح تا ۱۲ شب هیئت بوودیم.کاش بازم ادامه داشت.البته از نظر تعطیلی نمیگم اینو میگم چون بار اولم بود که انقدر جذب شده بوودم و همه ی اینارو مدیوون نرگس عزیزمم.امیدوارم مشکلش حل بشه.میگفتم.هر ۱۰ ددقیقه ای یه هیئت میوومد توی بازار سینه میزد .علامات رو بلند میکردند و ذکر میگفتند.دیگه بازار کاشانو نگوو خیلی کیف داشت.ما یه جایی وایساده بوودیم که اسمش کاروانسرای امین الدوله بود.یه جای گرد بود که ددور تا دورش حجره های جورواجور بود.همه سینه میزدن.منم که خیلی خوشم اوومده بود شروع کردم به سینه زدن.وقتی به عمقش فکر کردم و وقتی به تنهایی امام حسین فکر کردم دلم آتیش گرفت.وقتی شنیدم که یارانش تنهاش گذاشتم به خودم گفتم آرین اگه تو بوودی جزو کدوم بوودی.این سوالی هستش که باید هممون از خودمون بپرسیم.الان هم غیر از این نیست.بایددید که کدوم راه درسته.من میدوونم یعنی ایمان دارم که همه ی ما انقدر بالغ شدیم که بدوونیم راه درست کدوومه.

برای همتوون که هیچ وقت یاد نگرفتین بد باشین و همیشه دنبال راه درستین یه دنیا خووبی آرزو میکنم.

بجه ها فقط توکل کنین به خدا.همه چیز حل میشه چون از منبع قدرت هستی کمک خواستین و خودش میگه که : " منو بخوونین تا اجابت کنم. "

فدای روی گل همتووون.پیروز و شاد باشین .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/10/07ساعت 12:4 PM  توسط آرین  | 

سلام به همه ی برو بچ.حالتون خوبه؟پنجشنبتون شاد باشه.یه خبر براتون دارم.از این به بعد نرگس نمیاد .به جای اوون من میام .خوب.با نرگس صحبت کردم.گفت که بعضی وقتا میاد سر میزنه.

من آرین هستم.داداش کوچیک همتون.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/10/03ساعت 7:27 PM  توسط آرین  | 

سلام

بچه ها خیلی به دعاتون محتاجم

خیلی

شمارو به امام حسین برام دعا کنین

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/29ساعت 1:39 PM  توسط آرین  | 

اگه امشب نگم حسین دلم آروم نمی گیره بی ذکر اون بی مهر اون دنیای من چه دلگیره

اگه امشب نگم حسین دلم آروم نمی گیره بی ذکر اون بی مهر اون دنیای من چه دلگیره

قرار من/نگار من/حسین من/بهار من/ حسین من /بهار من /حسین من

ببین من زارو خستم ، چقدر توبه شکستم ،

بیا امشب بگیر دستم، بیا امشب بگیر دستم،

اگر مرا رها کنی تو را رها نمی کنم اگر مرا رها کنی تو را رها نمی کنم

سر از تنم جدا کنی تو را رها نمی کنم سر از تنم جدا کنی تو را رها نمی کنم

امید من حسین من نوید من حسین من شهید من حسین من شهید من 

نمی دونم چی می شه که جزو خوبا بشم نمی دونم چی می شه که جزو خوبا بشم براه تو فدا بشم براه تو فدا بشم

دلم تنگه سوار غم مثل سنگه از این ماتم که قلب من سیه گشته که کار من گنه گشته

وجود من، حسین من ، سجود من ، حسین من ، امام من ، حسین من ، پیام من ، حسین من وجود من ، حسین من ، سجود من ، حسین من ، امام من ، حسین من ،پیام من ، حسین من وجود من، حسین من ، سجود من ، حسین من ،امام من ، حسین من ، پیام من، حسین من

اگه عشقت گناهه ببین غرقه گناهم اگه عشقت گناهه ببین غرقه گناهم بیا امشب بده راهم بیا امشب بده راهم 

اگه امشب نگم حسین دلم آروم نمی گیره اگه امشب نگم حسین دلم آروم نمی گیره

بی ذکر او بی مهر او دنیای من چه دلگیره

+ نوشته شده در  شنبه 1388/09/28ساعت 11:3 PM  توسط آرین  | 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/09/20ساعت 6:53 PM  توسط آرین  | 

در کوچه آفتاب

در خواب شبی شهاب پیدا کردم

در رقص سراب آب پیدا کردم

این دفتر پر ترانه را هم روزی

در کوچه آفتاب پیدا کردم

قیصر امین پور

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/18ساعت 3:56 PM  توسط آرین  |